مشکل دیگری که برای تقسیم بندی نژادی در زیست شناسی وجود دارد این است که این تقسیم بندی بر اساس ویژگیهای عارضی _ مشخصات اشکار یک انسان _ مانند ساختار اندام و فیزیولوژی انجام میشود. دربدن انسان ها هزاران تفاوت ظاهری جسمانی دیده میشود مثلا رنگ پوست (که بیشتر برای تقسیم بندی نژادی استفاده می شود) حالت مو و حتی ویژگی هایی مثل نوع خون، کور رنگی و نوع انزیمها که از طریق ازمایش قابل تشخیص است
حالا باتوجه با این ویژگی های عارضی کدام یک را باید ویژگی اصلی برای جدایی نژاد ها دانست؟
ایا نژادها را باید با وزن، قد، رنگ پوست، شکل جمجمه، شکل صورت و... مشخص کرد؟
این تقسیم بندی نژادی به سه دستهی سفیدپوست سیاه پوست و زرد پوست با دوران استعمار قرن نوزدهم و اهدافش سازگار بوده بعد از پایان جنگ جهانی مورد تردید قرار گرفت. در واقع انسان های سفید پوست رنگشان بیشتر گلگون، بژ یا خرماییست و انسان های سیاه پوست رنگ پوستشان به انواع قهوهای است و رنگ پوستِ زرد پوستان بیشتر خرمایی وبژ است که بعدها به اصطلاحات به ظاهر علمی تر قفقازی سیهفام و مغولی به جای سیاه سفید و زرد تبدیل شدند
اشکال دیگر اینست که در این تقسیم بندی سه گانه بسیاری از جمعیت ها در هیچ یک از این سه نژاد بزرگ نمی گنجند مثلا پولینزیا مثلثی در جزایر اقیانوس آرام است که رنگ پوست مردمش برنزه است و نه آن ها را به مغولیها مرتبط میسازد نه به قفقازیها بنابرین نژاد دیگری به این سه دسته با عنوان پولنزیایی اضافه شد
وهمین طور بومیان امریکایی، ایا قرمز بودند یا زرد؟ برخی از دانشمندان نژاد سرخ را به عنوان نژاد پنجم به این تقسیم بندی افزودند
یا مردم جنوب هند که رنگ پوست سیاه دارند اما ویژگی های صورت و موی قفقازی دارند یا بومیان استرالیا اگر رنگ پوست معیار باشد بعضی از انهارا می توان در نژاد سیاه جای داد در حالی که رنگ موی روشن و ویژگی های صورت قفقازی دارند ولی با این حال نمی توان گفت که با این دو نژاد نزدیکی بیشتر نسبت به آسیایی ها داشته باشند.
وبه عنوان اخرین مثال قوم سان (بوشمن ها) ساکن صحراهای کالاهاری جنوب افریقا که رنگ پوست زرد تا قهوهای دارند را در دسته آسیاییها قرار میدهند در حالی که از جهت نظری افراد یک نژاد در یک نیای مشترک اخیراشتراک بیشتر دارند در مقایسه با نژادی دیگر در حالی که هیچ گواهی بر وجود نیای مشترک اخیر بین قوم سان و آسیایی ها نیست برخی از پژوهشگران قوم سان را از سایر آفریقاییها جدا کرده اند و نژاد دماغه ای مینامند.
هرگاه یک ویژگی واحد و ویژگیهای عارضی، پایهی تقسیم بندی نژادی قرار بگیرد چنین مشکلاتی به وجود خواهد امد مثلا بومیان منطقه نیل مردمی قد بلند با بینی های تنگ بلند هستند و همین طور برخی از اسکاندیناوی ها نیز قد بلند ودارای بینی های بلند وتنگ هستند اما با توجه به فاصله ی سرزمین بین این دو قوم طبقه بندی انها به عنوان یک نژاد معقولانه نیست.
حالا اگر بخواهیم چند ویژگی جسمانی را پایه تقسیم نژادی قرار دهیم برخی از مشکلات قبل را حذف می کند اما مشکلات دیگر به وجود می اید مثلا همهی ویژگیها یک جا جمع نمیشود انسان های با پوست تیره ممکن است بلندقد یا کوتاه قد باشند موی صاف یا مجعد داشته باشند و...تعداد این ترکیب ها بسیار است ونسبت تاثیر که ژن بر روی این مشخصات دارد نسبت به محیط مشخص نیست.
و اخرین اشکال: اگر نژاد بر اساس ویژگی های عارضی تعیین میشود که بازتاب ژنی مشترک است و سالیان دراز بدون تغییر میماند، اما گاهی بدون تغییری در ژن و تحت تاثیر محیط (مثلا تاثیر رژیم غدایی بر قد افراد)تغییری در این ویژگی های ظاهری صورت می گیرد در حالی که هیچ ربطی به ژنتیک ندارد.
بنابرین از نظر علمی و از نظر دانشمندان زیست شناسی و انسان شناسی نژاد معنایی ندارد
برگرفته از کتاب انسان شناسی و تفاوت های انسانی
در راستای 24ساعت خواب و بیداری...
ما را در سایت در راستای 24ساعت خواب و بیداری دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 66